در دورانی كه سلطان محمد خوارزم شاه در حال تثبیت پایه خود در ایران بود، شخصی به نام

 تموچین در صحرای مغولستانهای  با مطیع ساختن قبایل پراكنده مغول و تاتار امپراطوری

خویش را بنیان نهاد. او در سال 1206میلادی در مجمع بزرگ قوریلتای به چنگیز خان كه

احتمالا به معنی فرمانروای جهان بوده است، ملقب گردید. چنگیز خان در همین ایام قوانین مهم

 و مدونی وضع كرد كه یاسا نامیده شد.

در طول تاریخ صحرا گردان عامل اصلی فروپاشی بیشتر حكومتهای ایران بوده اند. آنان در كنار مناطق و شهرهای متمدن زندگی می كردند و بعضی از آنها با دیدن زندگی مردم آن شهرها، می كوشیدند به شیوه آنان زندگی كنند. گاهی این صحرا گردان در آرامش با شهر نشینان داد و ستد می كردند اما بیشتر اوقات به شهر نشینان یورش می بردند و آنچه را می خواستند، به زور از آنها می گرفتند؛ بنا بر این شهرنشینان و روستا نشینان همواره از صحرا گردان در بیم و هراس بودند.

یكی از دشتهای پهناور آسیا، مغولستان نام دارد. بخش بزرگی از مغولستان از بیابان تشكیل شده است. در این سرزمین پوشش گیاهی فقیر است و بیشتر آن را استپی كم حاصل با چند رشته كوه تشكیل می دهد. صحرای گبی بخش بزرگی از جنوب مغولستان است. مغولستان سرزمین بسیار خشك و مقدار بارش در آن كم است. رشته كوهی بلند كه در جنوب آن واقع شده است از رسیدن توده هوای مرطوبی كه از اقیانوس هند می آید جلوگیری می كند. هوای مغولستان در زمستان سرد و گزنده است و در تابستان گرم. سرزمین مغولستان همواره فقیر بوده است و ساكنان آن تا پیش از پیدایش چنگیز خان پراكنده زندگی می كردند. و همین عاملی بود كه آنها به شیوه ای خشن پرورش یابند. این شیوه زندگی چندان نشانی از فرهنگ و تمدن نداشت.آنان به زندگی بی قید و بند و آزاد افتخار می كردند. این گونه تفكر هنگام كشور گشایی مغولان سبب ویرانی بسیاری از مناطق متمدن و كشتار هولناك ساكنان آنها می شد.

برخی از مغولان مسیحی و برخی بودایی بودند. اما گروهی بسیاری از آنان پیرو مذهب و آداب و رسوم ویژه خود بودند. آنان رب النوعهای بسیاری مانند رب النوع جنگل ، رودخانه، كوهستان را نیز ستایش می كردند. مغولان مردمانی خرافه پرست بودند و جادوگر یا شمن هر قبیله گذشته از درمان بیماریها برای گره گشایی از مشكلات به جادو گری می پرداختند. در مغولستلان پیش از ظهور چنگیز خان هیچ حكومت مركزی نیرومندی كه بتواند قبایل پراكنده مغول را به اطاعت وادارد وجود نداشت. گاهی جنگ جویی به سبب مهارت در جنگ و شكار، گروهی را گرد خویش می آورد و ریاست آنها را به عهده می گرفت و گاه خانواده های ناتوان خود را تحت حمایت خانواده ای قویتر قرار می دادند.

پس از تكاپوی چنگیز خان قبایل پراكنده مغول متحد شدند و در پی آن به صورت گروههای جنگ جویی در آمدند كه دنیا كمتر مانند آنان را به خود دیده است. آنان سوار بر اسبان تیز رو خود سراسر آسیا را در نوردیدند و بیشتر كشورها را اشغال كردند و پس از كشتار های هولناك یكی از بزرگترین امپرا توریهای جهان را پی ریختند.

چنگیز خان و پادشاهی مغولان

   چنگیز فرزند یكی از رهبران یك قبیله مغولی بود. او را در كودكی تمو چین نام نهادند. تموچین هنوز كودك بود كه پدرش را از دست داد. احتمالا او توسط اعضای یك قبیله رقیب مسموم شده بود. پس از مرگ پدر، خانواده او در وضع دشواری قرار گرفتند و تموچین جوانتر از آن بود كه بتواند به عنوان جانشین پدر، رهبر قبیله اش گردد؛ بنا براین اعضای قبیله او با خانواده اش قطع رابطه كردند و هر خانواده كوشید تا با قبیله ای دیگر كه رهبری نیرومندی داشت بپیوندد. تموچین از پیوستن به قبایل دیگر خودداری كرد و برای برفرار از دست دشمنان مدت چند سال همراه خانواده اش از محلی به محل دیگركوچ می كرد. جوانی تموچین با سختی و تنگ دستی سپری شد و همین شیوه زندگی از او انسانی سرسخت و تند خو ساخت.

تموچین هنگام بلوغ به فكر یك پارچه كردن قبایل مغول افتاد. او از مغولان خواست به جای درگیری با یكدیگر با هم متحد شوند. اندیشه تموچین این بود كه فكر اتحاد و یك پارچگی و وفاداری به آن ، جای اندیشیدن به خانواده و قبیله را در نزد مغولان بگیرد.

تموچین كم كم در میان قبایل مغول به جنگ جویی دلیر، شهرت یافت و گروه بسیاری از پیروان وفادار گرد او جمع شدند. آنان در پی این بودند كه تحت رهبری، او در برابر قبایل دشمن حمایت شوندو نیز آگاه بودند كه در این صورت می توانند با مردم دیگر سرزمینها بجنگند و ثروت سرشاری به دست آورند. پس از تلاشهای تموچین در آستانه قرن هفتم هجری قبایل مغول متحد شدند. به تموچین اعلام وفاداری كردند. پس از آن او رهبر مغولستان شد و «چنگیز خان» نام گرفت.

چنگیز خان با گذشت زمان كم كم دشمنان و رقبای خود را سركوب كرد. پس از آن به سامان دادن سپاهیان خود پرداخت و آنها را به صورت یك ارتش منظم با لشكرهای متعدد سازماندهی كرد. در جنگها سرعت عمل مغولان شگفت آور بود . جنگ جویان مغول مجبور نبودند تداركات خود را همراه داشته باشند. آنان وسایل مورد نیاز خود را از راه شكست دشمنان و غارت دیگر مردمان تامین می كردند.

راز پیروزی مغولان در جنگها مهارت نظامی و سخت كوشی و سنگ دلی آنها بود. آنان كه با رهبری چنگیز خان سامان یافته بودند برای بدست آوردن ثروت به سرزمینهای همسایه چشم دوخته بودند. چین نخستین و بزرگترین كشوری بود كه مغولان به آن یورش بردند.

و چنین بود كه مغولان با نیرومندی و یاد گیری فنون جدید به فكر كشور گشایی و دست اندازی به دیگر نقاط آسیا شدند و بعدها موفق به تشكیل حكومتهای مستقل با جذب در همان فرهنگها حكومت و امپراتوری تشكیل دهند كه لزوم چنین تشكلهای داشتن قانون و مقرارات و پیروی از یك سری فرمان ها بود كه چنگیز خان موفق به نوشتن یك سلسله فرمانها و قوانین شد كه به یاسا مشهور بود.

یاسا

یاسا كتاب قانونی است كه بر اساس حقوق عرفی مغول و فرامین چنگیز خان تنظیم شده است. نگارش این قانون با همكاری اوكتای و جغتای (فرزندان چنگیز) صورت گرفت.

این قانون با خط اویغوری و به زبان مغولی نوشته شده است و دستوراتی در باره چگونگی روابط با كشورهای بیگانه، جنگ، تقسیمات ارتش، سیستم نامه رسانی، مالیات، وراثت و روابط خانوادگی را در بر می گیرد. 

پیدایش یاسا

چگونگی تدویین یاسا در كتاب «تاریخ جهانگشای جوینی» چنین ذكر شده است: چنگیز خان بر وفق و اقتضای رای خود، هر كاری را قانونی، و هر مصلحتی را دستوری نهاد و هر گناهی را حدی پدید آورد آن یاسا ها و احكام بر طوامیر ثبت گردید و آن را یاسا نامه بزرگ خواندند رسوم ذمیمه كه معهود آن طوایف بوده است و در میان ایشان متعارف رفع كرد و آنچه از راه عقل محدود باشد، از عادت پسندیده وضع نهاد. 

مفهوم و معنای لغوی كلمه یاسا 

واژه «یاسا» در زبان مغولی و اویغوری به معنی حكم و فرمان یا « حكم و فرمان شاه» است و در لغت نامه دهخدا رسم، قاعده و قانون نیز معنی شده است. عبارت تركی «توره چنگیزی» نیز گهگاه به كار می رود. توره در مغولی به آداب قومی و دستور اجدادی گفته می شود. و به قوانینی گفته می شو.د كه زیر دستان چنگیز آن را با دقت اجرا می كردند.

یا سا یا یاساك به معنی قانون، نظم، آیین نامه و ممنوعییت است. قطعات پراكنده ای از آن را یازانوسكی در اصول اساسی قانون مغول چاپ لاهه، 1965 و جی. ورنادسكی در مقاله حدود و محتوای یاسای چنگیز خان منتشره در مجله مطالعات آسیایی هاروارد، 1938 آورده است.

 

اهمیت یا سا در نزد مغولان

یا سا در نزد مغولان بسیار مقدس و شایسته احترام بود. چنگیز خان در زمان حیات خویش جغتای را مامور نظارت بر اجرای یا سا كرده بود و فرمان داده بود، مقررات یا سا را روی سنگهای بزرگ جادهایی كه مسیر عبور سربازان بود، حك كنند. ماده اول یا سا كه با حروف درشت روی صخره سنگی بزرگی در فلات پامیر حك شده، این است:«هركس از یا سا سرپیچی كند، سرش را به باد خواهد داد.» و در پایین آن آمده است:«همچنان كه آسمان بیش از یك خدا ندارد، زمین نیز بیش از یك خدا ندارد و آن خدا هم منم: چنگیز خان.»

یا سا با احكام سخت و خشن خود نظام مغول را حفظ كرد، همه مردم را مطیع كرد و تحت فرمان یك نفر در آورد و یكی از علل پیشرفت چنگیز خان گردید. 

اهمیت و ضرورت وجود قانون یا سا از دیدگاه چنگیز خان

گفته می شود هنگامیكه یك امپراطوری جدید است بنیاد نهاده می شد، فاتح معمولا پی ریزی نظام سیاسی خویش را با اعلام قوانین مشخص می كرد، اسناد تدوین یك چنیین نظام قانونی به چنگیز خان معروف است و در حقیقت یاسای بزرگ او تا مدتها یكی از مبانی قانونی و اجتناب ناپذیر امپراطوری مغول محسوب می شد وی در قوریلتای 1206 به مقام قاضی القضاتی (یرغوچی) منصوب شد. و بر اساس اصول پذیرفته شده یاسا به او سپرده شد. یا سا به مفهوم (دستور) یا (فرمان) بكار رفته است. 

   چنگیز خان قانون نامه ای موسوم به یا سا تدوین كرد. یا سا به مجموعه ای از سوابق دعاوی- گزارشهایی از آرای قضایی كه می شد از آنها به عنوان سوابق حقوقی استفاده كرد- تبدیل شد كه در ابتدا از آن به مثا به فهرستی از قوانین به ارث مانده از چنگیز استفاده می شد. این قانون به مبنای رسمی امپراطوری مغول تبدیل شد، مبنایی كه در بردارنده خرد و آینده نگری چنگیز بود.                                     

چنگیز خواست تا همه احكام، دستورات كلی و فرمان ها برای اداره امپراطوری نوشته شود و خط اویقوری را برگزید كه نایمان ها از آن استفاده میكردند و آن را با زبان مغولی تطبیق داد.                                                                      

 چنگیز با نوشتن قوانین و تنظیم خط ایقوری به حكم خود در این اندیشه بود كه یاسا دوام بیشتری پیدا كند او به كسانی كه از قوانین یاسا منحرف شوند چنین هشدار داد: اگر بزرگان، فرماندهان نظامی، امیران، از نسل های متعدد فرمانروا كه در آینده متولد خواهند شد از قانون به طور دقیق پیروی نكنند قدرت دولت درهم خواهد شكست و به پایان خواهد رسید. این مجموعه قوانیین هر چند دائما توسعه می یافت، اما اصول اساسی آن در سال 1206 میلادی وضع گردید.      یا سا بخشی از عرف مغولان از قبیل رسومی بر ضد دروغ گویی یا مداخله در اختلافات دیگران را به صورت قانون در آورد. ممنوعیت  های مذهبی نیز به صورت قانون در آمد.                                                   

مرگ كیفر رفتاری بود كه خدایان مغول را می آزرد، مانند: ادرار كردن در نهر یا رود خانه- سرقت حیوانات یك كوچ نشین نیز مستوجب مجازات مرگ بوده زیرا دزد برای بقای خود فرد دیگری را قربانی میكرد اما بیشتر قوانین یا سا مربوط بود به اوضاع پدید آمده به واسطه  تبدیل جامعه مغول ازحالت كوچ نشینی به یكجا نشینی   به یك امپراطوری بوده. قوانین موكدی كه مختص تشكیلات نظامی وضع گردید در صورت حضور مردان در جنگ زنان در پشت جبهه ملزم به انجام تمام وظایف شوهران خود بودند.                                                                        

در میدان جنگ اگر سربازی كمان یا تركشی را كه سرباز دیگری طی جنگ به زمین انداخته باشد، نمی توانست از از زمین بردارد یا اگر از خدمت فرار می كرد یا به جاسوسی برای دشمن می پرداخت، حكم قتلش صادر می شد. برای بعضی اعمال مانند: دزدی- جریمه هایی تعیین شد و مجازات جدی ترین جرائم اعدام بود.  به عنوان مثال یكی از نویسندگان تاریخ در مورد اهمیت اجرای یاسای چنگیز و اهمیت آن در مورد تعقیب و مجازات سلطان محمد خوارزم شاه چنین آورده است.          

« چنگیز خان: ما برآنیم که این یاسای ما نیرویی بیش از تمام لشکرهای محمد است. تا محمد را به زنجیر نکشیده اید نزد من باز نگردید... اگر لشکر سلطان به دست شما درهم شکسته شود ولی خود با چندین تن از ملازمان به پشت کوههای بلند بگریزید یا بدون غارهای تاریک پناه برد و یا بسان جادوی خدعه گر از انظار آدمیان ناپدید گردد، چون طوفان سیاه بر سراسر ولایاتش بتازید بر هر شهری که به مقابله برخیزد هجوم برید و آنرا بگیرید، سنگ بر سنگ آن نگذارید و با خاک یکسان کنید... ما بر آنییم که این یاسای ما را دشوار نمی شمارید یکی از سپاهیان خطاب به چنگیز خان گفت: اگر سلطان خوارزم به طرزی معجزه آسا از چنگ ما بدر رود و همچنان به سوی غرب بشتابد تا چه مدت از پی او بتازیم. چنگیز خان گفت: تاپایان عالم از پی او بتازید و آنقدر بروید تا به کرانه ی آخرین دریا برسید.سوبوتای بهادر پرسید: اگر سلطان محمد ماهی شود و به قعر دریا فرو رود چه کنیم؟                  

چنگیز خان نوک بینی خود را خاراند و با نگاهی حاکی از بی اعتمادی به سوبوتای نگریست و گفت: زودتر از آنکه کار بدینجا کشد او را به چنگ می آورید.اجاره عزیمت می هیم.»                                                                             

مفاد یا سا در یك نگاه                                                                                  

یا سا مانند بسیاری از قوانین قرون گذشته از اصل تناسب میان جرم و مجازات پیروی نمی كرد. اصل شخصی بودن مجازاتها نیز اعمال نمی شد و در بعضی موارد، فرزندان مجرم به جای او مجازات می شدند. از رایج ترین مجازاتها در بین مغولان، مجازات اعدام بود و در متن یاسا برای بسیاری از اعمال كم اهمیت كیفر اعدام در نظر گرفته شده بود.                                                                           

به نظر می رسد به دلیل پیشرفته بودن تمدن اسلامی و مسلمانان و یا علاقه شدید چنگیز به اسلام، پیروان این دین از وضعیت بهتری نسبت به سایر مردم و دیگر پیروان ادیان غیر از اسلام برخوردار بودند. در یاسا میزان خون بهای یك مسلمان چهار بالش طلا (معادل 20هزار مثقال طلا) و خون بهای چینی ها یك الاغ تعیین شده بود!؟.مجازات یك مغول نیز مرگ بود. ضمنا مغولان به قصاص اعتقاد نداشتند و نظام برده داری در مورد بیگانگان اعمال می شد و گرفتن اقرار از طریق شكنجه مجاز بود.                                                                                          

در یاسا بسیاری از احكام متاثر از باورهای قبیله ای نیز به چشم می خورد از جمله: مجازات اعدام برای كسی كه در آب یا خاكستر ادرار كند! و یا حیوانی را به روش مسلمانان ذبح كند. همچنین هرگونه آلوده كردن و یا حتی فروبردن دستها در آب منع شده بود. پا گذاشتن بر روی آتش و ظروفی كه برای تهیه غذا استفاده می شود نیز ممنوع شده بود. این احكام حكایت از احترام مغولان به آب و غذا دارد. علاوه بر این مغولان عدد 9 را مقدس می دانستند و گویا به همین جهت دزدان محكوم بودند، 9 برابر شیء مسروقه را پس بدهند. در زمینه حقوق خانواده مغولان، در واقع زن از سوی مرد خریداری می شد. با ازدواج به عضویت خانواده شوهر در می آمد و پس از مرگ شوهر نیز به عقد برادر یا پسر شوهرش در می آمد. البته آنها می توانستند زن را به عقد مرد دیگری درآورند.                                          

چند زنی یا تعدد زوجات رایج بود و مادر، خواهر و دختر محرم به شمار می رفتند.  اما خواهران ناتنی جزء محارم نبودند و ازدواج با آنها آزاد بود. نامزدی كودكان توسط پدر و مادر نیز رایج بود، برای زنا و لواط نیز مجازات اعدام در نظر گرفته بودند. تعصبات مذهبی در میان مغولان وجود نداشت، انجام مناسك مذهبی و رعایت احوال شخصیه مطابق با مقررات مذهبی برای پیروان تمام ادیان و فرقه ها آزاد بود. استفاده از القاب افتخاری نیز در میان مغولان رایج نبود و چنگیز فرمان داده بود كه از گفتن سخنان گزافه خودداری كنند و وقتی با سلطان یا هركس دیگر سخن می گوییند، تنها نام او را بر زبان آورند. از مقررات جالب یا سا در این مورد، مالیات نگرفتن از فرزندان ابوطالب، فقها، قاریان قرآن، پزشكان، دانشمندان، زاهدان، موذنان و مرده شویان بود.                                                                            

 مفاد كلی  یاسا

  1- زنا کاری بی توجه به آن که متاهل است یا نه، باید به کیفر اعدام رسد. 2- هرکس مرتکب گناه لواط شود نیز باید به کیفر اعدام رسد. 3- هرکسی به عمد دروغ گوید، یا افسونگری کند، یا به جاسوسی رفتار دیگران پردازد، یا در منازعه میان دو دسته مداخله کند و به کمک یک دسته علیه دسته دیگری اقدامی به عمل آورد نیز باید به کیفر اعدام رسد. 4- هرکس در آب و یا خاکستر ادرار کند نیز به کیفر اعدام برسد.5- هرکس (بنا بر اعتبار) کالاهایی ستاند و ورشکست شود، اگر سه بار این به این کار دست یازد و ناکام ماند، باید به کیفر اعدام رسد. 6- هرکس به اسیری خوراک و جامه دهد و این کار را بی اجازه اسیر کننده به انجام رساند باید به کیفر اعدام برسد. 7- هرکس برده یا اسیری فراری را بیابد و او را به صاحب اسیر کننده اش بر گرداند باید به کیفر اعدام برسد. 8- چون بخواهند حیوانی را ذبح کنند باید پاهایش را ببندند، شکافی در شکمش باز کنند و قلبش را آنقدر بفشارند تا جان سپارد، آنگاه می توان از گوشت آن تناول کرد. 9- اگر درجنگ هنگامه، حمله یا عقب نشینی، بسته، کمان یا بار کسی فروافتد، فرد پشت سر او موظف است آن را بردارد و به صاحبش مسترد کند. در غیر این صورت به کیفر اعدام رسد. 10- او(چنگیز خان) تصمیم گرفت که بی هیچ اسستثنایی، به زادگان علی بک، ابوطالب، فقیران، قاریان قرآن، حقوق دانان، پزشکان، دانشمندان، زاهدان، موذنان، و مرده شویان هیچ  گونه مالیات و عوارض تعلق نگیرد. 11- او قرر داشت، به تمام ادیان باید حرمت نهاده شود و هیچ یک را بر دیگری ترجیح ندهند. او این فرمان ها را برای رضای خدا صادر کرد. 12- او جکم کرد که افرادش از خوردن خوراکی دیگران که به آنان تعارف می کنند، سرباززنند، حتی اگر یکی شاهزاده و دیگری اسیر باشد؛ مگر آن که تعرف کننده خود از آن ببخشد. او آنها را از خوردن چیزی در حضور دیگری، بدون دعوت او به شریک شدن در خوراک منع کرد. او هرکسی را از تناول بیش از رفیقش، پا نهادن بر آتشی که روی آن خوراک پخته می شود و ظروفی که در آن غذا خورده شده است، باز داشت. 13- هنگامی که رهگذری از کنار افرادی در حال غذا خوردن می گذرد، باید بی کسب اجازه(بنشیند) و آسوده شود و در خوردن با آنان شریک شود و آنان نبایید او را از انجام این کار باز دارند. 14- او آنها را از دست فروبردن در آب باز داشت و فرمان داد برای برداشتن آب از وسیله ای استفاده کنند. 15- او آنها را از شستن جامه، تا روزی که کاملا ژننده شود باز داشت. 16- او قدغن کرد، کسی نگوید چیزی ناپاک است و بر این نکته پای فشرد که همه چیز پاک است و نباید میان پاک و  ناپاک تفاتی نهد. 17- او آنها را از ترجیح فرقه ای بر فرقه دیگر ، بیان سخنان پرطمطراق و موکد، و استفاده از القاب افتخاری بازداشت. چون بخواهند با سلطان یا هرکس دیگر سخن گویند، تنها باید نام او را بر زبان راند. 18- او به زادگان خود فرمان داد، پیش از عزیمت به جنگ، شخصا از واحد ها و قشون و سلاح آنان بازدید کنند و واحدها را به تمام نیازمندی های آنان در نبرد مجهز سازند و حتی از بازدید نخ و سوزن مورد نیاز آنان دریغ نورزند و چنانچه سربازی فاقد وسیله ضروری باشد، آنها را مجازات کنند. 19- او فرمان داد زنان کسانی را که همراه واحد نظامی عازم نبرد می شوند، در زمان غیبت مردان و جنگ، کار و وظایف مردان را بر عهده گیرند. 20- جنگ جویان را فرمان داد، به هنگام بازگشت از جنگ وظایف خاصی را در خدمت سلطان به انجام برسانند. 21- به رعا یا فرمان داد در آغاز هر سال دختران خود را در معرض تماشای سلطان قرار دهند تا او بتواند برخی را از میان آنان برای خود و پسرانش برگزیند.22- او در راس هر واحد نظامی، امیری گماشت و برای هر هزار و صدوده تن سپاهی امیری تعیین کرد. 23- او فرمان داد اگر کهنسالی ترین امیران گناه و خطایی مرتکب شوند، باید خود را برای تنبیه به فرستاده شهریار و صاحب اختیار مطلق تسلیم کند. حتی اگر فرستاده از همه ی نوکران او فرومرتبه تر باشد، پیش پای او به خاک افتد تا فرستاده مجازات تعیین شده از سوی شهریار را حتی اگر فرمان مرگ باشد، به اجرا درآورد. 24- او قدغن کرد، امیران جز از ایلخانان از کسی دیگر فرمان نبرند. هرکس جز از ایلخانان فرمان برد، باید به کیفر مرگ رسد. و هر کسی بی اجازه مقام و مرتبه خود را تغییر دهد نیز حکم اعدام در باره او جاری شود. 25- او به شهریاران فرمان داد، تسهیلات برقراری ارتباط پستی دائمی را فراهم سازند تا بتوانند به وقت از تمامی رویدادهای قلمرو خود مطلع شوند.26- او به پسرش جغتای خان فرمان داد بر حسن اجرای یاسا نظارت کند. 27- او فرمان داد سربازان به واسطه بی دقتی و غفلت مجازات شوند. حکم کرد، شکارچیانی را که اجازه می دادند در خلال شکار جمعی، بگریزد، چوب زنند و در مواردی به قتل برسانند. 28- در موارد قتل، شخص می توانست خون به بپردازد که این خون بها عبارت بود از چهل بالش طلا برای یک مسلمان و یک الاغ برای یک چینی. 29- اگر مردی را می یافتند که اسبی را ربوده بود، باید آن را همراه 9اسب از همان نوع به صاحبش باز گرداند. اگر توان پرداخت این جریمه را نداشت ناگزیر بود به جای اسب فرزندان خود را تاوان دهد و اگر فرزندی نداشت او را به سان گوسفندی می کشتند. 30- چنگیز خان دروغ زنی، دزدی و زنا را قدغن می کند و به دوست داشتن خود و همسایه فرمان می دهد. حکم شده است کهمردان به یکدیگر آسیب نرسانند و از خطاهای خود به کلی چشم بپوشند. از سر تقصیر مردمان کشورها و شهرهایی که داوطلبانه تسلیم شده اند درگذرند. معابدی را که وقف تقدیس خداوند شده اند، از پرداخت.  33- اگر کسی نتواند از شاد خواری خودداری کند، می تواند ماهی سه بار به حد مستی بنوشد. اگر از این میزان درگذرد، مجرم سزاوار مجازات است.اگر ماهی دو مرتبه به حد مستی بنوشد بهتر است و اگر این میزان به یک بار رسد قابل تحسین است. و اگر کسی به هیچ روی می گساری نکند چه بهتر از آن؟ اما چنین فردی را کجا می توان یافت؟ اگر چنین فردی پیدا شود شایان بیش از حد احترام و بزرگداشت است. 34- فرزندان متولد شده از یک هم خوابه را باید قانونی شمرد و سهم ارث آنان برابر همانی است که پدر از ماترک تعیین می کند. توزیع دارایی باید بر این اساس باشد که پسر بزرگتر بیش از پسر کوچکتر سهم برد و پسر کوچک تر وارث خانه و وسایل اهل بیت پدری شود. بزرگی و ارج فرزندان به مراتب مادر آنان وابسته است. همواره یکی از زنان باید از زنان دیگر بزرگتر و مهم تر باشد. این مسئله عمدتا به هنگام زنا شویی آن زن معیین و مشخص می شود.35- پس از مرگ پدر، پسر می تواند بر همه همسران پدر، جز مادر خویش، دست یابد. می تواند با آنان زناشویی کند یا آنان را به زنی به دیگری دهد. 36- هیچ کس جز وارثان قانونی به هیچ وجه حق استفاده از دارایی متوفا را ندارند.                                                             

 نظام حقوقی ایران در عصر مغول                                                                 

درمدت سلطه مغول در سراسر ایران، قانون یاسای چنگیزی حاكم شد و فقط احوال شخصیه تابع مقررات شرعی باقی ماند. با تسلط مغول بر ایران این سرزمین پهناور، ساختار سیاسی و اجتماعی ایران دچار تغییرات اساسی شد. به این ترتیب می توان سال 615ق/1219م را مبدا تحولات حقوقی عمده در ایران دانست كه به دنبال آن سیستم حقوقی ایران پس از اسلام كه بر اساس اطاعت از احكام شریعت اسلام طراحی شده بود، دستخوش تغییرات بنیادیین شد. ولی با وجود این تغییرات نظام حقوقی سابق تماما متروك و منسوخ نشد. برخی از صاحب نظران بر این باورند كه چنگیز خان فاقد تعصب مذهبی بود و یكی از شاخصه های حكومت مغول، آزادی ادیان است؛ در تایید این مطلب آورده اند كه اكتای، فرزند چنگیز خان، برادرش جغتای را از اجبار مسلمانان به عمل بر اساس یاسا منع كرد... در زمان هلاكو، كه خود به دفعات به یاسا استناد می كرد، دو نوع حقوق وجود داشت. سعد الدوله وزیر یهودی ارغون،اعتبار حقوقی مذهبی شرعی و حقوق عرفی در مورد مسلمانان را مورد تایید قرار داد. اما با وجود این به نظر می رسد كه قوانین مغولی بر سایر قوانین برتری و حاكمیت مطلق داشته است.                                                     

یاسا مانند بسیاری از قوانین قرون گذشته، از اصل عدم تناسب جرم و مجازات پیروی می كرد. اصل شخصی بودن مجازاتها نیز اعمال نمی شد و در بعضی موارد، فرزندان فرد مجرم به جای او مجازات می شدند و یا به عنوان وسیله ای برای جبران خسارات و غرامت به محكوم له داده می شدند. از رایج ترین مجازات ها در میان مغولان مجازات اعدام بود. بر اساس مقرات یاسا، برخی از افعال یا ترك بعضی از افعال مستوجب مجازات بود. برخی از مقرات یاسا صرفا ممنوع اعلام شدند و فاقد مجازات و ضمانت اجرای كیفری بودند. پاره ای از مسایل اخلاقی مانند دروغ نگفتن، احترام به كهنسالان و فقرا و مشاركت دیگران در خوراك و غذا در محدودهی یاسا مورد تایید و حمایت قرار داشت.                                                              

با توجه به مقرارت یاسا چنین مستفاد می شود كه جرم قتل نسبت به سایر جرائم دارای مجازات خفیف تری بود. احتمالا مغولان تفاوتی میان قتل  عمد و قتل غیر عمد قائل نبودند و مجازات آنها یكسان بود. مجازات قتل قصاص نبود بلكه بلكه خونبها پرداخت می شد.                                                                     

چنگیز خان در سفرهای جنگی خود به غرب و شرق از شرایط جغرافیایی، جمعیت زیاد و پیشرفت ملل مسلمان آگاهی یافت و مسلمانان را نسبت به سایر ملل در اولویت قرار داد. به دلیل مذكور و یا به علت این  كه چنگیز خان در آغاز به مسلمانان اعتقاد كامل داشت، میزان خونبهای یك مسلمان را چهل بالش طلا و خون بهای اهالی چین را یك الاغ تعیین كرد. البته در تعیین میزان خون بها ظاهرا میان زن و مرد تفاواتی قائل نبودند. نكته ابهام بر انگیز این است كه چرا در یاسا صریحا ماده ای به مورد قتل یك مغول اختصاص داده نشده است. اما در یكی از كتابهای تاریخ مغول آمده است كه مجازات قتل مغولان  مرگ بوده است.            

مغولان نظام برده داری را نسبت به اقوام غیر مغول اعمال می كردند اما به بردگی گرفتن مغولان ممنوع بود. چنین بر می آید كه مغولان افرادی دارای سوءظن و نسبت به دیگران بدبین و بی اعتماد بوده اند. شاید به همین دلیل بوده كه چنگیز خان افرادش را از خوردن خوراكی كه به آنها تعارف شده است، منع كرد. مگر اینكه فرد تعارف كننده در حضور آنان از آن خوراكی بچشد. البته امكان دارد دلیل این امر پیشگیری مغولان از ابتلا به بیماری یا مرگ باشد.                                         

مغولان در باره شیوه كشتن حیوانات حلال گوشت، آداب و رسومی داشتند كه باید به آن عمل می كردند و احتمالا علت وجود ی ماده هشت یاسا همین بوده است.

مغولان بسیار خرافاتی بودند و به شدت از رعد و برق می ترسیدند. ممكن بود در مواقع رعد و برق از ترس خود را به درون دریاچه و یا رودخانه بیفكنند. آنان گمان می كردند دست فروبردن در آب موجب تلاطم آب و ایجاد صاعقه خواهد شد.بنا براین مغولان از فروبردن دست در آب منع شده بودند و باید برای برداشتن آب از وسیله ای استفاده می كردند. البته آلوده كردن آب با ادرار یا آب بینی و شستن لباس های كثیف و نیز فروبردن چاقو در آتش و یا درآوردن غذا از ظرف با چاقو ممنوع بود؛ زیرا مغولان فكر می كردند كه با این كار رعد و برق ایجاد خواهد شد. آنان كه به شدت از رعد و برق هراس داشتند هنگام زدن برق و صدای رعد ساكت و سا مت می ایستادند.                                                                          

مغولان شمن پرست با پیروان ادیان دیگر مدارا می كردند و با اطلاع از نفوذ و اعتبار معنوی روحانیون مسلمان و برای استفاده از این نفوذ، بخشی از املاك موقوفه را در اختیار روحانیون قرار دادند. همچنین قاریان قرآن، زاهدان، موذنان، زادگان علی بك، ابوطالب و ... را از مالیات معاف كردند. نكته قابل توجه این كه ایمان مذهبی هرگز میان مغولان ریشه ندوانید و چنگیز خان اقدامات لازم را به عمل آورد تا با مخالفت روحانیون روبه رو نشود. اگر چه روحانیون و ... را از پرداخت مالیات معاف كرد. ولی با دور نگه داشتن و محروم كردن نمایندگان مجا مع مذهبی از مناصب دولتی، عملا به جدایی دین از سیا ست اقدام كرد.                                                        

براساس قوانین یاسا،كشتار گوسفندان بر اساس آداب اسلامی تنها در اماكن سربسته و مخفیانه مجاز بود. همان طور كه می دانید اعدام در دوره های گوناگونی از تاریخ رواج داشته است و مختص مغولان نبوده است. نزد مغولان اعدام به صورت های جداكردن سر از بدن، تقسیم بدن محكوم به دو یا چند قسمت؛ بریدن گوشت بدن محكوم، و قرار دادن آن در دهان او صورت می گرفته است. گاهی محكومی را جلو حیوانات وحشی و سگهای درنده قرار می دادند یا آنان را آنقدر در آفتاب سوزان نگه می داشتند تا بدنشان كرم بگذارد. خفه كردن در آب، سوزاندن، كشتن با واردآوردن ضرباتی به بدن محكوم، آویختن محكوم روی آتش سوزان، و فروبردن در روغن داغ نیز از انواع دیگر اعدام بوده است. در بیشتر موارد، بستگان مقتول نیز به قتل می رسیدند و ثروت آنها هم ظبط می شد. اعضای خانواده سلطنتی را بدون آن كه خون آنها ریخته شود، با بستن زهی دور گردن و با پیچاندن در فرش خفه می كردند.

مغولان عدد نه را مقدس می شمردند. شاید به این علت دزدها موظف بودند نه برابر شئی مسروقه را پس دهند.                                                              

كسانی كه در زمان انتخاب فرمانروا وارد منطقه ممنوعه می شدند، با تیرهایی كه نوك تیزی داشتند مورد اصابت قرار می دادند. درصورتی كه ماموران دولت بر خلاف شئون مملكت رفتار می كردند، و یا اكثر بزرگان دولت به ستیزه می پرداختند از كار منفصل می شدند و متناسب با نوع جرم ارتكابی، به پرداخت جریمه نقدی و مانند آن محكوم می شدند. شاهزادگان و امیران یاغی نیز تبعید یا زندانی می شدند. فرمان بخشش توسط فرمانروا كه هنگام بر تخت نشستن ایلخان تازه، و یا در مواقع بیماری و یا درمان فرمانروا صادر میشد، مانع از اجرای هرگونه مجازاتی بود.

زنای محصنه میان مردان و زنان مغول به ندرت روی می داد و مستوجب مجازات مرگ طرفین بود. لواط با كودكان در میان مغولان بسیار متداول بود.

درزمینه حقوق زنا شویی مغولان می توان گفت، مردان زن را خریداری می كردند. برای عروس سن معینی را تعیین كرده بودند، با ازدواج، زن به عضویت خانواده شوهر در می آمد و حتی پس از مرگ شوهر نیز نمی توانست به خانه پدر بازگردد؛ بلكه به عقد برادر شوهرش در می آمد و یا یكی از پسران مرد كه زن مادر او نبود، با او ازدواج می كرد. البته خانواده مرد می توانست زن را به عقد مرد دیگری درآورد. مادرانی كه چند فرزند داشتند و به ویژه عضو خانواده خان مغول بودند و یا سنی از آنان گذشته بود، می توانستند بیوه بمانند. در خانواده های مغول معمولی، زنان بیوه را یا دوباره به ازدواج در می آوردند و یا برای انجام كارهای خانه نگه می داشتند[.

البته در یكی از منابع آمده است، نكاح در میان مغولان چندان رایج نبوده، بلكه چند مرد با یك زن هم بستر می شدند و وقتی كه فرزندی از او به وجود می آمد پدر او معلوم نبود... .                                                                                  

مردان مغول به طور نامحدود حق تعدد زوجات را داشتند. فرزندان تمام زنان به ویژه در خانواده های معمولی دارای حق یكسانی بودند. مادر، خواهر تنی و دختر محرم بودند و ازدواج با آنان ممنوع بود، اما خواهر ناتنی جزو محارم به حساب نمی آمد.

در زمینه ارث یكی از اصول اساسی این بود كه ماترك پدر به كوچك ترین پسر به ارث می رسید و بزرگترین پسر دارای وضعیتی خاص و محترمانه می شد.و احتمالا در مورد ارث میان فرمانروا و عامه مغول تفاوت وجود داشته است.                     

بر اساس یاسای چنگیز صاحب منصبان دولتی و شاهان دست نشانده كه علیه ایلخان شورش می كردند در دادگاهی به نام «یارغو» كه در دربار خان وجود داشت محاكمه می شدند. رای صادره یارغو قطعی بود و تنها فرمانروا قادر به تغییر رای بود. و در دعاوی اقامه شده در یارغو در زمینه اختلافات میان طرفین به ندرت از میانجی گری استفاده می شد[27].  در صورتی كه خان مغول نسبت به یكی از كاركنان خود سوظن پیدا می كرد علیه او دعوی اقامه می كرد كه یرغو نام داشت. قضات رسیدگی كننده به دعاوی را یرغوچی می نامیدند. در صورتی كه مدعی علیه محكوم به پرداخت مالی می شد حجتی به نام موچلكای پرداخت می كرد و موچاكا چیان آن حجت را می نوشتند و نگه می داشتند تا محكوم علیه را به موجب آن تعهدات خود را ایفا كند. سپردن موچلكا از طرف شاهزادگان مغول به كسی كه به سمت خانی انتخاب می شد نیز معمول بود این عمل نوعی پذیرفتن اطاعت و حكم ریاست خان بوده است.                                                                               

برای جلوگیری از تحت نفوذ قرار گرفتن قضات، طرفین دعوی مجاز نبودند افراد زیادی را با خود به دادگاه ببرند. در مورد امور مالی، مالكیت و اسنادی كه 20یا 30 سال معتبر بودند، در این محاكم انكار نمی شد. دلیل آن هم احیا و آبادانی اراضی موات و ویران و كاهش كار دبیرخانه دولت بود. قضات هنگامه معامله ی زمین حضور داشتند و جریان معامله را صورت جلسه می كردند.                                

شحنه، علما و قضات هر ماه دوبار در مسجد اصلی شهر حضور به هم می رساندند و به آن دسته از دعاوی طرفین آن مغول ویا ایرانی و مغول بودند، رسیدگی می كردند. در دعاوی پیچیده قضایی این محكمه عملا در در حكم دادگاه تجدید نظر بود و آرای صادره از آن به ثبت می رسید.                                                  

به طور كلی در مورد اوضاع حقوقی ایران در عصر مغول می توان گفت: همانند دوره معاصر آنان به عنوان حاكمان جامعه در امور قضایی دخالت و جانبدارانه اعمال نفوذ می كردند. پس از غلبه مغولان بر ایران مردم برای حل اختلافات و امور حقوقی خویش نزد مغولان اقامه دعوی می كردند و به ناچار تصمیمات صادره از سوی آنان را به عنوان اصل حقوقی می پذیرفتند. بنا براین پس از مدتی محاكم رسمی قدرت اجرایی و صلاحیت خود را از دست دادند.                                                  

سرانجام، كیخاتو به دلیل رعایت نكردن بی طرفی و تجاوزات بی شمار نسبت به دعاوی مطروحه نزد مغولان، تصمیم گرفت برای نخستین مرتبه فردی را به سمت قاضی القضاتی منصوب كند كه پیش از آن دربار ایلخانان فاقد آن بود. ولی از آن جا كه این امر تغییری ظاهری بود و نه ماهوی، در امور حقوقی مردم تغییری ایجاد نشد و مردم باز هم جرات طرح دعوی در این محاكم را نداشتند[.                             

پس از آن غازان خان به اهتمام فخرالدین، زمامدار هرات، در سیستم قضایی كشور تجدید نظر كرد و گرویدن مغولان به دین اسلام نیز ضرورت این اصلاحات را آشكارتر ساخت. بنا بر این به فرمان ایلخان در محاكم قضایی كسانی منصوب شدند كه صلاحیت رسیدگی به دعاوی مطروحه میان عوام، ماموران برجسته دیوان و صاحب منصبان دولتی را داشتند. رسیدگی به دعاوی و صدور رای در این محاكم رایگان بود.                                                                                    

بیان این مطلب ضروری است كه به رغم اعتقاد چنگیز خان مبنی بر تاسیس آیین و نظام حكومتی و قانونی ارزشمند و ابدی، هیج جا اثری از یاسا باقی نماند و حتی مغولان عصر حاضر نیز از آن بی اطلاع هستند. علاوه بر این تمام دستورات چنگیز ثبت و ظبط نشد و تنها بخشی از آنها در دسترس است. ولی باید توجه كرد كه یاسای چنگیز به مدتی طولانی قوانین اصولی مقننه در میان مغولان بود و به شدت و با بی رحمی تمام به اجرا در می آمد. این قانون به سرعت بر تمامی امپراطوری چنگیز حاكم شد و در نتیجه میزان قتل و تقلب و زنا را در میان مغولان به شدت كاهش داد. به علاوه در سایه یاسا نظام اشرافی به طور كامل و نهایی منسجم و مستحكم شد؛ نظامی كه در آن بار سنگینی بر دوش مردم عامی بود و در نتیجه جنگ های متمادی تعداد بردگان رو به افزایش بود.