بعد از پایان جنگ جهانی دوم، آثار اختلاف و رقابت بین كشورهای فاتح جنگ خصوصاً دو ابرقدرت فاتح، آمریكا و شوروی ظاهر گردید. با گسترش دامنة اختلافات و رقابت ها، دنیا عملاً به دو گروه شرق و غرب تقسیم شد. از یك طرف آمریكا و كشورهای اروپای غربی كه دارای سیستم سرمایه داری بودند، گروه غرب را تشكیل دادند و از طرف دیگر شوروی و اقمار آن كه رژیم های كمونیستی داشتند، گروه شرق را به وجود آوردند. بر اثر این دسته بندی درواقع دو گروه در برابر یكدیگر به صف آرایی پرداختند و دوره ای كه به جنگ سرد معروف است آغاز گردید. در طول دهة ۱۹۵۰ م این جنگ ادامه یافت و بارها خطر آن بود كه جنگ سرد الفاظ به جنگ گرم اسلحه تبدیل گردد. در برابر این دو گروه، كشورهای دیگری بودند كه به دلایل گوناگون می خواستند بی طرف بمانند و وارد دسته بندی های نظامی نشوند و ضمناً از برخورد دو گروه نیز هراس داشتند. و همین امریك احساس همبستگی متقابل بین این كشورها به وجود آورد. همین احساس همبستگی بود كه هستة اصلی و محور اساسی پیدایش گروهی شد كه امروزه بنام گروه غیر متعهدها معروف است.

منبع سایت آیت الله محمد حسین شاهرودی

Image result for ‫جنبش غیرمتعهدها‬‎

نام گذاری عدم تعهد و مفهوم آن:تجربه و ویرانی های جنگ جهانی اول و دوم، رهبران كشورهای خارج از دو بلوك را گرد هم آورده و بین آنها همبستگی ایجاد كرد. این گرد هم آیی و همبستگی به صورت گروه كشورهای غیر متعهد ظاهر گردید. هدف این گروه در مرحلة اول كناره گیری از دو بلوك رقیب یعنی شرق و غرب بود و برای رسیدن به این هدف نیز می بایست اعضاء گروه، سیاست مستقل در پیش گرفته و در هیچ یك از اتحادیه های نظامی وارد نشوند و حتی از قبول تعهدات نظامی و دادن پایگاه¬ها نیز به بلوك های رقیب خودداری نمایند. احساس خطر مشترك در برابر تصادم احتمالی گروه شرق و غرب نخستین واكنشی كه داشت این بود كه دولت¬هایی كه خارج از دو گروه معارض بودند، سعی كردند در اختلاف طرفین بی طرف بمانند. بنابراین بی طرفی نخستین نامی بود كه برای این گروه به كار رفت. این مفهوم جدید از بی طرفی صرفاً به معنی لغوی آن یعنی عدم مشاركت در اختلافات و منازعات دولت¬های بزرگ و جنگی كه هر زمان خطر بروز آن می رفت، بود. به مرور زمان با شكل یافتن این گروه و ظهور آن به صورت یك نیروی سوم در برابر جهان شرق و غرب، كارگردانان دول بی طرف سعی كردند به جای كناره گیری و نظارة برخوردهای دو گروه متخاصم، از خود نیز ابتكاری به خرج داده و اقداماتی در جهت كاستن تیرگی روابط بین المللی و مداخله در اختلافات ناشی از تعارض دو گروه به عمل آورند. از این رو نام بی طرفی مثبت برای نامیدن این گروه به كار رفت. و چون كلمة‌بی طرفی اصولاً برای نامیدن گروه، نارسا تشخیص داده شد به مرور از اواخر دهة ۱۹۵۰.م بر این گروه نام دیگری نهاده شد كه در زبان فارسی آن را غیر متعهد ترجمه كردند. و جنبش این گروه را كه به زبان های اروپایی Non-Alignment می گویند، «عدم تعهد» نام نهادند.(۲) عدم تعهد،‌ نه تنها سیاست خارجی نزدیك به یكصد كشور، بلكه همچنین جنبشی بین المللی است كه برای تأمین صلح عادلانه،‌آزادی همة ملل و نظام نوین و عادلانة اقتصادی بین المللی مبارزه می كند و اهمیت آن بیشتر از همین جهت است. طبیعی است كه چنین جنبشی در امور جهانی نقشی مهم داشته باشد، زیرا دو سوم اعضای سازمان ملل متحد را تشكیل می دهند. تعداد كشورهای تشكیل دهنده این جنبش، جمعیت آنها، و مساحت آنها می بایست آنها را قادر سازد كه بر روند امور بین المللی تأثیرگذار باشند. عدم تعهد. با اعمال سلطه مغایرت دارد و در حقیقت مخالفت با سلطه و سیطرة قدرتهای بزرگ و پیمان های بزرگ كه سبب ایجاد جنبش عدم تعهد شده، چنین محبوبیت و مقبولیت شگرفی را برای آن به ارمغان آورده است.
بنیانگذاران جنبش غیر متعهد: جنبش غیر متعهد با این¬كه زاییدة محیط و تحولات اجتماعی بین المللی است، ولی مانند سایر جریانات تاریخی، شخصیت افراد و رهبران كشورها نیز در پیدایش آن مؤثر بوده است. از بنیانگذاران اصلی جنبش عدم تعهد، مارشال تیتو رهبر یوگسلاوی، جواهر لعل نهرو رهبر هندوستان، جمال عبدالناصر رهبر مصر، دكتر سوكارنو رهبر اندونزی را می¬توان نام برد. پس از شكل گرفتن جنبش، خانم باندارا نایكه از سیلان (سری¬لانكای كنونی) نیز جزء كارگردانان اصلی این جنبش قرار گرفت.
اعضاء دیگر جنبش غیر متعهد: نخستین كنفرانس رهبران كشورهای غیر متعهد در سال ۱۹۶۱.م در بلگراد تشكیل شد. این كنفرانس كه از نظر تاریخی، آغاز جنبش به شمار می رود دارای ۲۵ عضو بود. در حال حاضر تعداد آنها قریب به یكصد عضو می باشد، (این اعضاء خواهان صلح بوده و اكثراً‌ با استعمارگران و استثماركنندگان كه دولت¬های بزرگ غربی بودند، مخالفت می كردند كه اسامی آنها به شرح زیر است:
۱. ایران، ۲. افغانستان. ۳. الجزایر. ۴. آنگولا. ۵. آرژانتین. ۶. بحرین. ۷. بنگلادش. ۸. بوتان. ۹. بنن (داهومه). ۱۰. بوتسوانا. ۱۱. برمه. ۱۲. بروندی. ۱۳. گینه استوایی. ۱۴. اتیوپی. ۱۵. گابن. ۱۶. گامبی. ۱۷. غنا. ۱۸. گینه. ۱۹. گینه بیسائو. ۲۰. هند. ۲۱. گویان. ۲۲. اندونزی. ۲۳. عراق. ۲۴. ساحل عاج. ۲۵. جامائیكا. ۲۶. اردن. ۲۷. كنیا. ۲۸. كویت. ۲۹. لائوس. ۳۰. دماغه سبز. ۳۱. افریقای مركزی. ۳۲. چاد. ۳۳. كومور. ۳۴. كنگو. ۳۵. كوبا. ۳۶. قبرس. ۳۷. كامبوج. ۳۸. كرة شمالی. ۳۹. یمن جنوبی. ۴۰ جیبوتی. ۴۱. لیبریا. ۴۲. لیبی. ۴۳. لبنان. ۴۴. مالزی. ۴۵. مالدیو. ۴۶. مالاوی. ۴۷. مالت. ۴۸. موریتانی. ۴۹. موریس. ۵۰. مراكش. ۵۱ موزامبیك. ۵۲. نپال. ۵۳. نیجر. ۵۴. نیجریه. ۵۵. عمان. ۵۶. پاناما. ۵۷. پرو. ۵۸. مالی. ۵۹. ماداگاسكار. ۶۰. لسوتو. ۶۱. عربستان سعودی. ۶۲. سنگال. ۶۳. سی شل. ۶۴. سیرالئون. ۶۵. سنگاپور. ۶۶. سومالی. ۶۷. سری لانكا. ۶۸. سودان. ۶۹. سوزایلند. ۷۰. سوریه. ۷۱. توگو. ۷۲. ترینیدادو توباگو. ۷۳. تونس. ۷۴. اوگاندا. ۷۵. امارات متحدة عربی. ۷۶. كامرون. ۷۷. تانزانیا. ۷۸. ولتای علیا. ۷۹. ویتنام. ۸۰. جمهوری یمن. ۸۱. قطر. ۸۲. رواندا. ۸۳. سان تومه و پرینسیپ. ۸۴. یوگسلاوی. ۸۵. زئیر. ۸۶. زامبیا. ۸۷. نیكاراگوئه. ۸۸. پاكستان. ۸۹. سورینام. ۹۰. سنت لوشیا. ۹۱. مصر. ۹۲. گرانادا. ۹۳. زیمبابوه. ۹۴. بلیز. ۹۵. وان واتو.
علاوه بر این¬ها دو جنبش سیاسی دیگر، یكی سازمان آزادی بخش فلسطین و دیگری سازمان خلق جنوب غربی افریقا سواپو به عنوان اعضاء این گروه پذیرفته شده اند.